تبلیغات
گپ فرهنگی
پنجشنبه 26 آبان 1390

می‌ترسم

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شعر ،


من از تنهایی قناری می‌ترسم

از آزادیش

بر روی شاخه‌های درختان

بر روی سیمهای برق

از سنگ طفلكی شیطون

از پنچه‌های تیز گربه‌ای

از سیاهی شب

بی‌پناه، بی‌غذا، بی‌كس

من از بی‌قفسی او می‌ترسم

از بی‌قفس بودنش

از آزادیش می‌برسم

از این كه نمی‌داند به تنهایی چه باید بكند، می‌ترسم

من دلتنگم

دلتنگ كنارش بودن

باهاش بودن

دلتنگ در قفس و كنارم بودن



شنبه 2 مهر 1390

با خدا باشیم

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :حکایت ،

مردی برای اصلاح موی سرش به آرایشگاه رفت. در حال كار گفتگویی بین مشتری و آرایشگر در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت كردند، وقتی به موضوع خدا رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی‌كنم خدا وجود داشته باشد. مشتری پرسید چرا باور نمی‌كنی؟ آرایشگر جواب داد: كافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو اگر خدا وجود می‌داشت، آیا  این همه مریض می‌شدند؟ بچه‌های بی‌سرپرست پیدا می‌شد، اگر خدا وجود می‌داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی‌توان خدای مهربون را تصور كنم كه اجازه می‌دهد این چیزها وجود داشته باشد. مشتر لحظه‌ای فكر كرد، اما جوابی نداد، چون نمی‌خواست جر و بحث كند. آرایشگر كارش را تمام كرد و مشتری از مغازه بیرون رفت، به محض این كه از آراشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و كثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نكرده و ظاهری كثیف و ژولیده. مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می‌دانی چیست؟ به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم من آرایشگرم، من همین الان موهای تو را كواه كردم، مشتری با اعتراض گفت: نه ارایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داستند، هیچكس مثل مردی كه آن بیرون است با موهای بلند و كثیف و ریش اصلاح نكرده پیدا نمی‌شد. آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود ندارند. موضوع این است كه مردم به ما مراجعه نمی‌كنند، مشتری تایید كرد دقیقا: نكته همین است. خدا هم وجود دارد، فقط مردم به او مراجعه نمی‌كنند و دنبالش نمی‌گردند. برای همین است كه این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.


سه شنبه 29 شهریور 1390

بار سفر ببندید

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میكنه

گفت یه سوال دارم كه خیلی جوابش برام مهمه

گفتم بگو، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم كمكت كنم

گفت دارم میمیرم

گتفم یعنی چی؟ همه دارند می‌مرند

گفت یعنی دارم میمیرم دیگه

گفتم دكتر دیگه‌ای خارج از كشور

گفت نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم كاری نمیشه كرد

گفتم خدا كریمه، انشا الله كه بهت سلامتی میده

با تعجی نگاه كرد و گفت یعنی اگه من بمیرم، خدا كریم نیست؟

فهمیدم آدم فمیده‌ای است و نمیشه سرش كلاه گذاشت

گفتم راست میگی، حالا سؤالت چیه؟

گفت من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم

از خونه بیرون نمی‌آمدم كارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا این كه یه روز به خودم گفتم تا كی منتظر مرگ باشم؟

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به كار كردم

اما با مردم فرق داشتم چون من قرار بود برم و انگار این حال منو كسی نداشت

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمی‌كرد

با خودم گفتم بذار دلشون خوش باشه كه سر من كلاه گذاشتن

آخه من رفتنی‌ام و اونا انگار نه

سرتونو درد نیارم، من كار میكردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیكردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس كه می‌دیدم از ته دل شاد می‌شدم و دعا میكردم

گدا كه می‌دیدم از ته دل غصه می‌خوردم و بدون این كه حساب كتاب كنم كمك میكردم

مثل پیرمردا برا همه جوونا آرزوی خوشبحتی می‌كردم

الغرض این كه این ماجرا منو آدم خوبی كرد و نازنین شدم

حالا سوالم اینه كه من به خاطر مرگ خوب شدم. آیا خدا این خوب شدن را قبول می‌كنه؟

گفتم بله، اونجور كه یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدن‌شون واسه خدا عزیزه

آرام‌آرام خدا حافظی كرد و تشكر،‌داشت می‌رفت

گفتم راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت معلوم نیست، بین یك روز تا چند هزار روز

یه چرتكه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدر وقت دارم

با تعجب گفتم مگه بیماریت چیه؟

گفت بیمار نیستم

هم كفرم داشت در میآمد و هم از تعجب داشتم شاخ درمی‌آوردم

گفتم پس چی؟

گفت فهمیدم مردنی‌ام

رفتم دكتر گفتم: میتونید كار كنید كه نمیرم

دكتر گفت نه، گفتم خارج چی؟ باز گفت نه

خلاصه ما رفتنی هستیم كی‌اش فرقی داره مگه؟

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد.




چهارشنبه 16 شهریور 1390

نامه اشتباهی

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :حکایت ،

مرد به محض ورود به اتاق هتل به سراغ كامپیوتر رفت تا به همسرش ایمیل بزند. نامه را نوشت اما در تایپ آدرس دچار اشتباه شد و بدون این كه متوجه شود نامه را ارسال كرد.
زن كه تازه از مراسم خاكسپاری همسرش به خانه باز گشته بود، با این فكر كه شاید تسلیتی از دوستان و آشنایان داشته باشد، به سراغ كامپیوتر رفت تا ایمیلهای خود را چك كند. اما پس از خواندن اولین نامه جیغ كشید و غش كرد و بر زمین افتاد.
پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش دوید و مادرش را نقش بر زمین دید. چشمش به صفحه مانیتور افتاد كه در ایمیل نوشته بود:
گیرنده: همسر عزیزم
موضوع: من رسیدم
می‌دونم كه از دریافت این ایمیل حسابی غافل گیر شدی.
راستش اینجا كامپیوتر دارند و هر كس به اینجا می‌آید، می‌تونه برای عزیزانش نامه و ایمیل بفرستد. من همین آلان رسیدم و هم چیز را چك كردم
همه چیز برای ورود تو رو به راهه، فردا می‌بینمت
امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی‌خطر باشه
وای كه اینجا چه قدر گرمه.


شنبه 12 شهریور 1390

امیدوارنه 5

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

بهتره كه غرورت رو به خاطر كسی كه دوستش داری

از دست بدی تا این كه

كسی رو كه دوست داری به خاطر غروزت از دست بدی

ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا كردن فرد مناسبی برای دوست داشتن

یا پیدا كردن عیب و ایراد كسی كه قبلا دوستش داشتیم می‌كنیم

اما باید به جای این كار در عشقی كه داریم

ابراز می‌كنیم كامل باشیم


دوشنبه 7 شهریور 1390

امیدوارنه 4

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

تو نمی‌تونی كسی رو مجبور كنی كه تو رو دوست داشته باشه

ولی در عوض تنها كاری كه می‌تونی انجام بدی

اینه كه تبدیل به آدمی بشی كه لایق دوست داشتنی

و عاقبت كسی پیدا خواهد شد كه قدر تو رو  بدونه


جمعه 4 شهریور 1390

امیدوارنه 3

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات می‌افته

همیشه دنبال این باش كه چه معنی و حكمتی در اون اتفاق نهفته است

برای هر اتفاق در زندگی دلیلی وجود داره

كه به تو می‌آموزد كه چگونه بیشتر شاد زندگی كنی

و كمتر غصه بخوری


دوشنبه 31 مرداد 1390

امیدوارنه 2

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

وقتی احساس شكست می‌كنی

كه نتونستی به آن چیزی كه می‌خواستی برسی،

اصلا ناراحت نشو

حتما خداوند صلاح تو را در این دونسته،

و برای تو آیندة بهتری رو رقم زده است.



پنجشنبه 27 مرداد 1390

چند دقیقه بیشتر

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

توی پاك دو تا مرد روی نیمكت نشسته بودند و به كودكانی كه در حال بازی بودند نگاه می‌كردند. اولی گفت: پسری كه لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا می‌رود پسر من است.
دیگری گفت: چه پسر زیبایی و در ادامه گفت: او هم پسر من است و به      پسری كه تاب‌بازی می‌كرد، اشاره كرد. سپس نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد، سعید وقت رفتن است.
سعید كه دلش نمی‌خواستت از باب پایین بیاید، با خواهش گفت: بابا جان، فقط 5 دقیقه، باشه؟ مرد سرش را تكان داد و قبول كرد.
دو مرد باز به صحبت ادامه دادند
دقایقی گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد.
سعید، دیر می‌شود، برویم. ولی سعید باز خواهش كرد، 5 دقیقه. این دفعه قول می‌دهم. مرد لبخند زد و باز قبول كرد.
اولی گفت: شما آدم خون‌سردی هستید، ولی فكر نمی‌كنید، پسرتان با این كارها لوس بشود؟
مرد جواب داد، دو سال پیش یك راننده پسر بزرگم را در حال دوچرخه سواری زیر گرفت و كشت. من هیچگاه برای وحید وقت كافی نگذاشته بودم و همیشه به خاطر این موضوع غصه می‌خورم. ولی حالا تصمیم گرفتم این اشتباه را در مورد سعید تكرار نكنم. سعید فكر می‌كند كه 5 دقیقه بیشتر برای بازی كردن وقت دارد. ولی حقیقت آن است كه من 5 دقیقه بیشتر وقت می‌دهم تا بازی كردن و شادی او را ببینم. 5 دقیقه‌ای كه دیگر هرگز نمی‌توانم بودن در كنار وحید از دست رفته‌ام را تجربه كنم
بعضی وقتها آدم قدر داشته‌ها را خیلی دیر متوجه می‌شود. 5 دقیقه 10 دقیقه، و حتی یك روز در كنار عزیزان و خانواده می‌تواند به خاطره‌ای فراموش نشدنی تبدیل بشود.
ما گاهی آنقدر خودمون را درگیر مسایل روزمره می‌‌كنیم كه واقعا وقت، انرژی، فكر و حتی حوصله برای خانواده و عزیزانمان نداریم. روزها و لحظاتی كه هرگز امكان بازگرداندنش را نداریم.
هیچ وقت به گمان این كه وقت دارید،‌ ننشینید.


چهارشنبه 26 مرداد 1390

شكستن قفس باورهای غلط

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :حکایت ،

روزی دانشمندی آرمایش جالبی انجام داد. او آكواریومی ساخت و با دیواری شیشه‌ای آن را به دو قسمت تقسیم كرد. در یك قسمت ماهی بزرگی انداخت و در قسمت دیگر ماهی كوچكی كه غذای مورد علاقه ماهی بزرگ بود. ماهی كوچك تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به ماهی بزرگ غذای دیگری نمی‌داد. ماهی بزرگ برای خوردن ماهی كوچك بارها و بارها به طرفش حمله می‌كرد. اما هر بار به دیواری نامرئی می‌خورد، همان دیوار شیشه‌ای كه او را از غذای مورد علاقه‌اش جدا می‌كرد. بالاخره از حمله به ماهی كوچك منصرف شد. او باور كرده بود كه رفتن به آن طرف آكواریوم و خوردن ماهی كوچك كاری غیرممكن است. آن وقت بود كه دانشمند، شیشه وسط را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز كرد. اما ماهی بزرگ هرگز به ماهی كوچك حمله نكرد. او هرگز قدم به سمت دیگر آكواریوم نگذاشت و از گرسنگی مرد، می‌دانید چرا؟ آن دیوار شیشه‌ای دیگر وجود نداشت، اما ماهی بزرگ در  ذهنش یك دیوار شیشه‌ای ساخته بود. یك دیوار كه شكستن آن از شكستن هر دیوار واقعی سختر بود؛ آن دیوار، باور خودش بود. باورش به محدودیت. باورش به وجود دیوار. باورش به ناتوانی و غیرممكن بودن.......


سه شنبه 25 مرداد 1390

امیدوارانه 1

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

هیچكس نمی‌تونه به عقب برگرده و همه چیز را ار نو شروع كنه

ولی هر كسی می‌تونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رفم بزنه

خداوند هیچ تضمینی و قولی مبنی بر این كه حتما روزهای ما بدون غم بگذره

خنده باشه بدون هیچ غصه‌ای

یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده

ولی یه قول رو به ما داده كه اگه استقامت داشته باشیم

در مقابل مشكلات تحمل سختیها رو برامون آسون می‌كنه

و چراغ راه‌مون می‌شه



دوشنبه 24 مرداد 1390

آدم نشوی

   نوشته شده توسط: مجید.ك    

پدری با پسری گفت به قهر
كه تو آدم نشوی جان پدر
حیف از آن عمر كه ای بی سر و پا
در تربیتت كردم سر

دل فرزند از این حرف شكست
بی‌خبر از پدرش كرد سفر
رنج بسیار كشید و پس از آن
زندگی گشت به كامش چو شكر

عاقبت شوكت و والایی یافت
حاكم شهر شد و صاحب زر
چند روزی بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر

پدرش آمد از راه دراز
نزد حاكم شد و بشناخت پسر
پسر از غایت خودخواهی و كبر
نظر افكند به سراپای پدر

گفت گفتی كه تو آدم نشوی
تو كنون حشمت و جاهم ببین
پیر خندید و سرش داد تكان
گفت این نكته و برون شد از در

من نگفتم كه تو حاكم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر


یکشنبه 23 مرداد 1390

مثل مداد باش

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

شبی كه كمی از نوشتن خسته شده بودم،  به فكر عمیقی فرو رفتم. ناگهان به خودم آمدم كه متوجه شدم دارم با ته مداد روی میز كارم میزننم.
مداد توجه منو جلب كرد. مدادی كه سالیان سال است با آن مأنوسم ولی هیچوقت بهش دقت نكرده بودم. چه ابزار درس آموزی است. چه ویژگی‌ها و خصوصیات جالب در آن هست. همان قلم را به كار گرفتم و نوشتم اما این بار در مورد خود مداد. نوشته‌هامو برای شما هم میزارم شاید برای شما هم جالب و درس‌آموز باشه.
در مداد پنچ خاصیت دیدم كه اگه هر كسی در خودش اونا را داشته باشد حتما خوشبخت و سعادتمند خواهد بود و تا آخر عمر با آرامش زندگی می‌كند: 1. می‌توان كارهای بزرگی كرد اما نباید هرگز فراموش كرد كه دستی وجود دارد كه حركت ما را هدایت می‌كند. اسم این دست خداست. او همیشه باید تو را در مسیر اراده‌اش حركت دهد. 2. گاهی باید از آن چه می‌نویسی دست بكشی و از مداد تراش استفاده كنی. این باعث می‌شود مداد كمی رنج بكشد اما آخر كار، نوكش تیزتر می‌شود. پس بدان كه باید رنج‌هایی را تحمل كرد، چرا كه این رنج باعث می‌شود انسان بهتری شود. 3. مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاك كردن یك اشتباه از پاك كن استفاده كنیم. بدان كه تصحیح یك كار خطا، كار بدی نیست در واقع برای این كه خودت را در مسیر درست نگه‌داری مهم است. 4. چوب یا شكل خارجی مداد مهم نیست. زغالی كه داخل چوب است اهمیت دارد. پس همیشه مراقب درونت باش. 5. مداد همیشه اثری از خود به جا می‌گذارد. بدان هر كاری در زندگی‌آت می‌كنی، ردی به جا می‌گذارد. سعی كن نسبت به هر كاری می‌كنی هوشیار باشی و بدانی چه می‌كنی.
امیدوارم تو زندگی مثل یك مداد باشی 


جمعه 24 تیر 1390

سخنرانی در باب مهدویت

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :فلسفه تاریخ ،

سه سوال اساسی فلسفه تاریخ که باید تمامی مکاتب؛ ایدئولوزیها و ادیان به آنها جواب مناسب دهند؛ عبارتند از:

1.      آغاز و انجام تاریخ

  1. محرک؛ عامل و موتور حرکت تاریخ
  2. مراحل و ادوار تاریخی شکل حرکت تاریخ

از نظر قرآن مراحل تاریخی کدامند؟

1.           مرحله پیش از دعوت (مرحله وحدت فطری)

مرحله‌یی كه انسان با فطرتی پاك می‌زیست و روح انسانی، ساده و بی‌آلایش و ابتدایی و خالی از هر گونه تعلیم بود. در لابلای آیات قرآن مطلبی مربوط به دوران پیش از دعوت پیامبران نمی‌یابیم.

دربارة حقیقت یكپارچگی و نظام اجتماعی همگانی كه در آغاز پیدایش جامعة انسانی بر این جامعه حكومت میكرده، چندین دیدگاه مطرح شده است:

دیدگاه عبده / دیدگاه علامه طباطبایی نظریه استخدام / دیدگاه شهید صدر

آیة[1] در این معنا صراحت دارد كه یكپارچگی، زمانی وجود داشته و سپس اختلاف پیش آمده است و دلیل آن وجود قرینه در خود آیه است كه عبارت است از: فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ.

2.           دوران اختلاف

جامعة انسانی پس از یكپارچگی فطری به اختلاف دچار شد و این اختلاف در نخستین دوران خود ابتدایی و ساده بود و سپس پیشرفت كرده و به اختلافی پیچیده بدل شد.

قرآن در چند مورد به این اختلاف پس از وحدت اشاره میكند[2]

وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ فِیمَا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ.

از ظاهر این آیه و آیات دیگر پیداست كه بر حسب حكمت الهی موضوع اختلاف از همان آغاز آفرینش انسان در جامعة بشری مطرح بوده است:

وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ (119) إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ.[3]

برای اختلاف چندین نظریه مطرح شده است

نظریه علامه

نظریه استخدام

علامه نظریة خود را از اندیشه و نظریة استخدام فطری آغاز كرده و بیان داشته است كه انسان به طور فطری میدانست كه نمیتواند تمامی نیازمندیهایش را بر آورده كند، مگر از راه به كار گرفتن دیگران و به همین سبب، این آگاهی فطری وی را واداشت كه به اندیشة تبادل منفعت با دیگر همنوعان خود بیفتد و این كار را از طریق به كارگیری متقابل كه میان او و آنان رد و بدل میشد، انجام داد و در نتیجه جامعه ای هماهنگ، همیار و یكپارچه به وجود آمد.

ولی همین عامل فطری وحدت جامعه یعنی عامل استخدام در مرحلة بعدی به یكی از عوامل بهره كشی بدل شد كه جامعه را به جدایی و چند دستگی كشانید. چه تحول و حركت طبیعی و اجتماعی انسان از یكسو و اختلاف او با دیگران بر سر امكانات و تواناییها و افزودن آن از سویی دیگر انسان تواناتر را با همان انگیزة فطری استخدام واداشت كه به بهره كشی و استثمار دیگر انسانها بپردازد به گونه ای كه بیش از آنچه به دیگران میدهد از آنان بستاند و بدین سبب جامعة انسانی پس از یكپارچگی به جامعه استثمار و اختلاف بدل شد.

نظریه شهید صدر

این اختلاف بر اثر تفاوت سطح استعدادهای فكری و عقلی انسان و نیز تفاوت امكانات و تواناییهای مادی او بوده است. این استعدادها و تواناییها در اشخاص متفاوت است و از طریق حركت اجتماعی انسان خود را نشان میدهد.

عوامل اختلاف

هوس. انسان بر اثر پیروی از هوس، جامعة از دوران یكپارچگی به دوران اختلاف منتقل شد.

ارداه و اختیار انسان.

3. مرحلة دعوت پیامبران

بر اثر یک تحول ژرف اجتماعی یعنی اختلاف بود كه دوران دگرگونی و تحول به وسیلة دین و حل اختلاف و تشكیل جامعه بر پایة دین فرارسید، از لابلای آنچه قرآن در بارة واقعیت تاریخ انسانی مطرح میكند، چنین به دست میآید كه دوران دینی دوران اصلی در تاریخ به شمار میرود.

كاركرد ادیان الهی در دوران اختلاف و هنگامی كه جامعه تحول یافته است، گسترده میشود. نبوت با كتاب آسمانی آمد تا شیوة زندگی اجتماعی انسانها را برای آنان تعیین كند (شریعت)، مشكلاتشان را بر طرف سازد، برای اعمال و رفتار آنان قانون وضع كند (اخلاق)، نشانه های روابط مطلوب در جوامع ایشان را مشخص نماید و دربارة اختلافاتشان به داوری میان آنان بپردازد.

ارسال انبیاء از سپیده دم تاریخ انسان و آغاز حركت پیامبران تا ختم دعوت انبیاء با بعثت حضرت محمد (ص) و ظهور دعوت اسلامی، نقش نبوت یكی است و بین دعوت پیامبران، از لحاظ مسؤولیت اصلی آنها اختلاف اساسی وجود ندارد. در واقع تنها اختلاف اصلی از جهت عموم و شمول آنها است؛

فترت

فترت، همان دوران میان پیامبران است كه ارسال انبیاء قطع می‌شود. مانند دورة میان حضرت عیسی و حضرت محمد(ص)؛ زیرا در این دوره، پیغمبری مبعوث نشده است. برخلاف زمان بین حضرت موسی و حضرت عیسی كه خداوند پیامبران بسیاری فرستاد.

4. مرحله غیبت

 

دین در این مرحله مسأله انتظار بزرگ را مطرح میکنند. سوال اساسی در این مرحله این است که «انتظار بزرگ» و امید به آینده و نوع راهگشائی به سوی آینده به چه شكل و چه صورتی باید باشد؟

نگاه مثبت دین به آینده ی تاریخ و اعتقاد به منجی اصلی به نام انتظار را در دلها زنده کرده است. انتظار یک امر و اصل مثبت اجتماعی است

 

5. مرحله ظهور (آینده ی سبز)

. در تمامی ادیان و ایدئولوزیها باور و اعتقاد به منجی و موعودگرایی وجود دارد

. از ویزگیهای این مرحله تاریخی ایجاد وحدت و همبستگی دینی است. این وحدت و یکپارچگی با وحدت دوران اولیه و پیش از بعثت پیامبران متفاوت است. آن وحدت فطری انسان بود ولی این وحدت برخواسته از یک کثرت است.

. حاکمیت مستضعفان

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین

آسیب شناسی مهدویت

مهدویت را چه اموری تهدید میکند:

1.      آسیب طرد و رد / مخالفت گروه یا گروه هایی با پدیده غیبت امام /

  1. آسیب معرفتی / علم به امام به جای معرفت به امام /
  2. آسیب اجتماعی / تخدیری شدن اعتقاد به موعود یعنی این که معطل گذاشتن یک سری از امور و کارها به دلیل این که در آینده امام ظهور خواهد کرد و ظلم را برکنده و عدالت را اجرایی میکند / تمسک بیش از اندازه بر موضوع مهدویت و بی اهمیت جلوه دادن سایر امور دینی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی                   دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

دائم گل این بستان شاداب نمیماند                    در یاب ضعیفان را در وقت توانایی

مستاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد           کز دست بخواهد شد پا یاب شکیبایی

 

 

 

 

 



[1]. كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ (بقره/213).

[2]. یونس/19

[3]. هود/119 و 120


جمعه 10 تیر 1390

سخنرانی در باب كرامت انسانی

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :خبر فرهنگی ،

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، والصلاة و السلام علی سیدنا محمد(ص) و علی اهل بیت الطیبین الطاهرین المعصومین.

وظیفة اقتضا می‌كند كه در جمع دوستان، ذكری از خدا، آیات خدا و دستورات پیامبران عرضه كنیم. ما خدمت سروران عزیز درس پس می‌دهیم، امیدوارم كه اطالة كلام نكنم و چند جمله‌ای و مباحثی را كه در طول تحصیل‌مان در حوزه‌ها آموخته‌ایم را اینجا بتوانیم یك بخشی‌اش را به بزرگواران پس دهیم.

یكی از مباحث اساسی در انسان‌شناسی در طول تاریخ فلسفه، بحث ذات و حقیقت انسان است. این كه آیا انسان طبیعتاً و ذاتاً گرگ و درنده است و یا اینكه طبیعت و ذات انسان یك طبیعت پاك و سرشت طیبه است. من نمی‌خواهم وارد بحثهای فلسفی این قضیه شوم، مباحث متعددی در طول تاریخ فلسفه بیان شده است كه احتمال قوی سروران عزیز از آنها مطلع هستند. اما در آیات قرآن به این مطلب اهمیت داده شده است ـ البته با قرائت‌ها و رویكردهای متعدد ـ كه انسان ذاتاً یك موجود ضعیف، خاسر، دارای حرص و طمع، ستمكار، ناسپاس، نادان و ... كه در آیات و روایات به وفور یافت می‌شود. اگر ما آیات قرآن را بررسی كنیم در مورد این ویژگی‌هایی كه عرض شد آیات فراوانی داریم، از جمله: خُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِیفًا، إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا، إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ، إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ و... لذا می‌توان از این آیات این را بدست آورد كه ماهیت و ذات انسان یك ماهیت و ذات نامناسب و بد است. شاید این سؤال به ذهن بعضی‌ از عزیزان خطور كند كه خوب اگر ذات انسان بد است و دارای چنین صفات پستی است ولی ما می‌بینیم كه دائماً خداوند در قرآن می‌فرماید: إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ، پس آن صفات بد و ناشایست نمی‌تواند ماهیت انسان باشد. در مباحث علم اصول این مطلب مورد بررسی قرار گرفته است كه در استثناء، مستثنی‌منه نباید تخصیص بیشتر بخورد، یعنی شما یك قاعده‌ای بگویید كه صد مورد دارد و بعد بیایید نود مورد از آنها را با استثناء خارج كنید. در اینجا می‌گویند تخصیص اكثر پیش می‌آید و این امری قبیح است. اگر شما می‌خواهید مطلبی را بیان كنید كه شامل ده نفر می‌شود نباید با یك جمله صدتایی بگویید و بعد ده تا را باقی بگذارید. پس خداوند نمی‌خواهد بیان كند ماهیت انسان صالح، صبور و حق‌طلب است چون تخصیص اكثر پیش می‌آید لذا ماهیت انسان غیر از این است، گرچه كه با «الا» و «استثناء» خداوند یك مواردی را خارج كرده است. اما در كنار این خداوند می‌گوید كه همین خلقت انسان به این نحو، در یك حالات، اوضاع و احوال و شرایط خوبی اتفاق افتاده است كه البته این برداشت من است از آیات قرآن كه اگر در آن شرایط خوب خلقت انسان به وجود نمی‌آمد، معلوم نبود كه این انسانی كه در طول تاریخ اینطوری از او تعبیر می‌شود، چگونه موجودی بود؟! مثلاً ببینید خداوند در قرآن می‌فرماید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ، ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ، وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً. خوب اینها نشانة این است كه با اینكه انسان در یك شرایط و اوضاع خوبی خلقت یافته است ولی مع‌الوصف یك موجودی با سرشت نامناسب است. اما آنچه كه مدّنظر من است در این بحث این است كه این انسان با طبق آیات قرآن این ماهیت و این طبیعت می‌تواند طور دیگری باشد، یعنی می‌تواند یك كرامت و یك موجودیت و یك شخصیتی كسب كند كه بر خلاف آن طبیعتی است كه برای او سرشته‌اند و آن كرامت، كرامت انسانی و شخصیت انسانی است كه در مباحث دینی اعم از اسلام و غیر اسلام خیلی روی آن تأكید شده است. نكته‌ای كه به دست می‌آید این است كه كرامت انسان، یك كرامت اكتسابی است. یعنی انسانها با تلاش و كوشش می‌توانند این كرامت انسانی را برای خودشان به دست بیاورند. نكته دوم اینكه كرامتی كه انسانها به دست می‌آورند معیار یا ملاك ارزشهای انسانی است و با این ملاك و معیار، انسانها با یكدیگر متفاوت می‌شوند، به تعبیر طلبگی ما كرامت انسانی امر یا مقوله تشكیك است، یعنی دارای ذومراتب است، مراتب متعددی دارد، كسانی تلاش زیادی می‌كنند تا از این كرامت انسانی حد بالایی را كسب می‌كنند، به اندازة تلاش و كوشش انسان این كرامت انسانی به دست می‌آید. اما استثناءهایی كه خداوند بر آن طبیعت زده است و سبب ایجاد كرامت انسانی می‌شود در آیات متعددی به آن اشاره شده است كه من پنج ویژگی آنها را بیان می‌كنیم، چهار ویژگی آنها از این معیارها در سورة والعصر بیان شده كه می‌فرماید: إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ و در جای دیگر می‌فرماید: إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا... إِلَّا الْمُصَلِّینَ. خوب اینها استثناءها و معیارهایی است كه خداوند می‌فرماید كه آن طبیعت شما با آن ویژگی و با آن وضع، اگر این كارها را انجام بدهید، شما جزو آن طبیعت قرار نمی‌گیرید، همه انسانها اینطورند مگر كسانی كه ایمان می‌آورند، همانطور كه می‌دانید ایمان یك پروسة سه ساحتی است یعنی ما به كسی می‌گوییم مؤمن كه هم به لحاظ معرفتی، هم به لحاظ روانی و هم در ساحت سوائق و تمایلات، وضعیت خاصی را پیدا كند، عمل صالح مربوط به عملكرد و رفتار است، حق، حق‌طلبی و توصیه به حق و توصیه به صبر و صبور بودن، جزو تمایلات، علایق و ساحت سوائق انسانی محسوب می‌شوند. بنابراین از این می‌توان یك مدلی استخراج كنیم برای نوع مدیریت خودمان كه در جوامع اسلامی می‌توان از آن استفاده كرد.

مدل‌های مدیریتی متعدد و متكثر هستند. و مدیریت‌هایی كه امروزه در دنیا مطرح هستند، مدیریت‌های بیشتر مبتنی بر تولید، ورودی، خروجی یا سیستم‌های O.S.W.T كه معروف هستند، مبتنی بر ساختار، سازمان و این امور هستند. در این مدلها و نظام‌های مدیریتی جدید به انسان كمتر بها داده شده است. من از این سورة والعصر یك سیستم مدیریت استخراج كردم كه حالا روی اینكه، این مفهوم «مدیریت مبتنی بر كرامت انسانی» دارای چه ابعادی است، چه مؤلفه‌هایی دارد و چه متغیرها و چه شاخص‌هایی می‌تواند داشته باشد، بحث نمی‌كنم؛ چرا كه یك بحث تخصصی و روش‌تحقیقی است، ولی می‌توان این را الگو قرار داد. سورة والعصر را الگوی مدیریت قرار بدهیم. همانطور كه خداوند در سورة والعصر می‌فرماید انسان ذاتاً خاسر است، ما هم بگوییم كه مدیران ذاتاً ناموفق هستند، به همین دلیل است كه وقتی می‌بینیم یك مدیری موفق شد، كتابش را چاپ می‌كنند، مطرح می‌كنند و ... البته این عدم توفیق، مطلق نیست بلكه ذو مراتب است، آن كسی كه به نحو ایده‌آل بتواند یك مدیریت كامل بكند این اصل نیست، بلكه اصل در مدیریت این است كه معمولاً مدیران ناموفق هستند، در تمام سطوح مدیریت، الا مدیرانی كه توجه به متغیرهای ذهنی و روانی می‌كنند، الا مدیرانی كه توجه به متغیرهای رفتاری افراد و همكارانشان می‌كنند، الا مدیرانی كه توجه به متغیرهای عملكردی افراد می‌كنند و همچنین مدیرانی كه توجه به متغیرهای جسمی افراد می‌كنند. به تعبیر دیگر، مدیرانی كه توجه به «كرامت انسانی در مدیریت» خودشان می‌كنند. اینها می‌توانند موفق باشند. ببینید در این مدل، ما آمدیم مدل مدیریت خودمان را بر مبنای كرامت انسانی گذاشتیم كه از آیات قرآن به دست آوردیم. یعنی مدل ما، متمركز بر انسان و نقش او در سازمان است، به جای اینكه ما دنبال ارزش افزوده، تولید بیشتر باشیم و ... به جای این مواردی كه معمولاً سازمانها مبتنی بر آنها هستند، ما بیاییم و «كرامت انسان» را در نظر بگیریم و مبنا قرار دهیم. در این مدل ارتقای سازمان، ارتقای كمی و كیفی سازمان، مبتنی بر حفظ كرامت انسان است در هر چهار متغیر آن كه ذكر شد اگر ما متغیرهایی كه بیان شد را بتوانیم حفظ كنیم، معتقدیم كه هم سازمان به لحاظ كمی ارتقا پیدا می‌كند و هم به لحاظ كیفی. اگر این «كرامت انسانی» در سازمان‌ها تحقق پیدا كند، به نظر من شصت هفتاد درصد مسائل و مشكلات مدیریت در سازمان حل است. سی چهل درصد باقی‌مانده را با سیستم‌های مدیریتی كه علوم جدید مطرح كرده‌اند راحت می‌توان پوشش داد. تمام مشكلات و مسائل ما در جوامع شرقی، به خصوص در جامعه ایران، به لحاظ مدیریتی به خاطر این است كه انسان ما یك تعریف خاصی دارد كه در این سیستم‌های مدیریت غربی، معمولاً آن انسان‌شناختی مدنظر قرار نگرفته است. در مورد پژوهشگاه‌ها، شما می‌دانید كه پژوهشگاه‌ها محور تولید معرفت در جامعه هستند، و انسان كانون این تولید معرفت در پژوهشگاه‌ها است، لذا از این جهت در پژوهشگاههای ما انسان بیش از دیگر جاها اهمیت می‌یابد و به دنبال آن باید در پژوهشگاهها كرامت انسان اهمیت خاصی داشته باشد، تولیدات پژوهشگاه‌ها، تولیدات انسانی است. یعنی محقق ماست كه می‌نشیند، تفكر می‌كند و به تولید می‌رسد، لذا «كرامت انسانی» برای جاهایی مثل پژوهشگاه‌ها به مراتب نسبت به سازمان‌های دیگر اهمیت بیشتری پیدا می‌كنند. لذا صیانت از كرامت انسان، سبب تولید علم و معرفت كه به همراه او، تولید ارزش افزوده، ارتقای كمی و كیفی پژوهشگاه‌ها را به همراه دارد، می‌تواند نتیجه بدهد. همچنین به نظر می‌رسد شاید مهمترین و اولی‌ترین وظیفة مدیران در سطح همة مراكز علمی حفظ این «كرامت انسانی» است. حفظ و صیانت از كرامت انسانی، هم شامل صیانت از كرامت انسانی خود مدیر است و هم صیانت از كرامت انسانی مجموعه نیروها و كارمندان. وقتی ما بحث از كرامت انسانی در مدیریت می‌كنیم شامل هر دو اعم خود مدیر و كارمندان می‌شود به تعبیر دیگری هم شامل خود‌سازی و هم شامل دیگرسازی نسبت به دیگر افراد سازمان است. لذا اولین وظیفه یا مهمترین وظیفه مدیران در سطح سازمانها، به خصوص پژوهشگاه‌ها، حفظ این كرامت انسانی نسبت به خودشان و سایر مجموعه است. به اعتقاد ما حفظ كرامت انسانی، دو پیامد عمده دارد: یكی جلب اعتماد كسانی كه از محصولات ما نفع می‌برند، می‌دانند كه این مبتنی بر حفظ كرامت انسانی است، بحث تجمع و ثروت‌اندوزی، فریب انسانها در آن وجود ندارد چون بحث كرامت انسانی در محصولات این سازمان مدنظر قرار گرفته است و همچنین سبب جلب همكاری جاهای مختلف می‌شود. یكی از مسائلی كه امروزه در جهان است، به خصوص در بحث پژوهشگاه‌ها و آن هم ما در قم بیشتر با آن مواجه هستیم، كارهای بسیار موازی و رقابتی است كه انجام می‌شود. و هیچ‌گاه هم نمی‌آیند كنار هم بنشینند و یك تقسیم‌ كار معقول و منطقی انجام بدهند. این شاید به خاطر این است كه در بخشی از این سازمان‌ها و مراكز، ما آن بحث كرامت انسانی را نادیده گرفتیم. اگر بحث كرامت انسانی در مدیریت مد نظر قرار گیرد جلب همكاری بین سازمانها هم به وجود می‌آید و همچنین بحث درون‌سازمانی را می‌توان توجه كرد. به نظر می‌رسد كه حفظ صیانت از كرامت انسانی سبب رفاه، كارآیی، وفاداری، اعتماد به یكدیگر و ارتقای كمی و كیفی سازمان، امنیت كاركنان و جامعه، مبارزه با فساد مالی و اخلاقی احتمالی كاركنان، رعایت منصفانه قوانین و مقررات، انتخاب افراد به دور از هر نوع تبعیض و سفارش و ... اینها همه نتیجة‌ اهمیت دادن به كرامت انسان و حفظ آن كرامت انسان در درون سازمان است. لذا اگر ما بخواهیم یك مدیریتی داشته باشیم مبتنی بر سنت خودمان، ایده‌های مذهبی خودمان و كتاب آسمانی خودمان، به نظر می‌رسد از آنجا كه اهمیت وافری در آیات قرآن به انسان داده شده، باید ما این نقش و كرامت انسانی را هم در درون آن مدیریت خودمان قرار بدهیم. در قرآن آیات زیادی داریم كه خطابش به انسان است نه مؤمن و این اهمیت انسان و انسان‌شناسی و نقش انسان‌شناسی در تمام زمینه‌ها به ویژه بحث مدیریت را نشان می‌دهد. انشاءالله كه ما مدیران با تلاش و كوشش خودمان و همفكری بتوانیم این كرامت انسانی را در لایه‌های مختلف سازمان خودمان داخل كنیم و آن را حفظ كنیم. من یك نكته‌ای را هم عرض كنم كه همیشه از این جلسات رنج می‌بردم كه چرا ما فقظ به مباحث مقررات و قانون و پول می‌پردازیم، یك مقدار به خودمان نمی‌پردازیم و جای این گونه مباحث را خالی می‌دیدیم، من حتی این پیشنهاد را دارم كه در هر جایی كه جلسه برقرار می‌شود، یك ربع ساعتی یك سری مسائل اخلاقی گفته شود كه خیلی از خودمان غافل نشویم، چرا كه اگر از خودمان غافل شدیم دیگر مطمئن باشیم كه سازمانمان را نمی‌توانیم خیلی خوب مدیریت كنیم. اول مدیریت خودمان و بعد مدیریت دیگران. در نهایت خوش‌آمد می‌گویم به تمام سروران گرامی، مدیران مالی و اداری مراكز پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری، مقدمتان را گرامی می‌داریم در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، انشاءالله كه در این جلسه بتوانیم از تجربیات و ایده‌های مختلف شما در راستای حل مشكلات خودمان استفاده كنیم. صلواتی مرحمت بفرمایید.


چهارشنبه 8 تیر 1390

عاشق كیست؟

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :تعریف عشق ،

امیری به شاهزاده خانمی گفت: من عاشق توام.
شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است كه پشت سر تو ایستاده است.
امیر برگشت و دید هیچ كس نیست.
شاهزاده گفت: عاشق نیستی، عاشق به غیر از معشوقش نظر نمی كند.


چهارشنبه 8 تیر 1390

توصیه امام علی به مالك اشتر

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

در این ایام كه در ماه مبارك رجب و ما بین تولد امام ولایت و بعثت پیامبر هستیم، نامه امام موحدین به مالك اشتر نظرم را جلب كرد كه اگر واقعا انسانی عاشق خداوند باشد، آیا جز او را خواهد دید؟ حتی خود و یا گروه های همراه خود را؟

امام به مالك می فرماید:
ای مالك! اگر شب هنگام كسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مكن؛ شاید كه توبه كرده باشد و تو ندانی. ما با با داعیه پیروی از امام متقیان تا چه میزان اعتقاد و تحمل همین یك فراز از بیانات عاشقانه امام را داریم؟

این اظهار نظر اوج دیدن و لمس كردن خدا در ذهن و فكر است. اگر بتوانیم این تفكر الهی را در جامعه گسترش دهیم، بسیاری از این اختلافات كه هزینه بسیار  سنگین مادی و معنوی را برای كشور حاصل نموده برطرف خواهد شد. كشوری كه از هر نقطه آن، لاله های سرخی سربرآورده تا استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را برای ما به ارمغان آورد. اگر به آیه كریمه قرآن توجه نمائیم:
ربنا انك تعلم ما نخفی  و ما نعلن و ما یخفی علی الله من شیء فی الارض و لا فی السماء ( ابراهیم، 38)
پروردگارا، بی گمان تو آنچه را كه پنهان داریم یا آشكار سازیم، می‌دانی، و چیزی در زمین و در آسمان بر خدا پوشیده نیست.

آن گاه شاید بتوانیم عشق و عقل را با هم جمع كنیم و مطمئنا شادابی و شكوفایی در زمینه های مختلف و عزت اسلامی در ایران عزیز حاكم خواهد شد و پرخاشگری ها از جامعه رخت برمی بندد و جوانان ما كه نظاره گر بزرگان خود هستند، بر شیوه آنها در فرآیند پیشرفت در ابعاد مختلف انسانی قدم بر خواهند داشت.


چهارشنبه 8 تیر 1390

میعث مبارك

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :مناسبتهای مذهبی ،

آفتاب رحمت

پنچره بگشا ز دل سوی حجاز

تا مدینه یك نفس كن پرواز

گوش ده آواز جبرئیل امین

رحمت از عرش آمده روی زمین

ای پناه بی‌پناهان رخ متاب

من چو ذره رحمت تو آفتاب

روشنی بخش همه ویرانه‌ها

رحم كن بر غربت دیوانه‌ها

 


پنجشنبه 2 تیر 1390

مواظب باشید خواب نمانید

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

گویند یک روز لیلی واسه مجنون پیغام فرستاد که انگار خیلی دوست داری منو ببینی
اگه نیمه شب بیای بیرون شهر ، کنار فلان باغ ، منم می یام تا ببینمت.

مجنون که شیفته دیدار لیلی بود ، چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست.
ولی مدتی که گذشت خوابش برد.
نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید ، از کیسه ای که به همراه داشت ، چند مشت گردو برداشت و ریخت تو جیبهای مجنون و رفت.
مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود، آهی کشید وگفت :
ای دل غافل یار آمد وما در خواب بودیم .
و افسرده و پریشون برگشت به شهر.
در راه یکی از دوستانش اونو دید و پرسید :
چرا اینقدر ناراحتی؟
و وقتی جریان را شنید با خوشحالی گفت :
این که عالیه !
آخه نشونه اینه که لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره !
دلیل اول این که :
خواب بودی وبیدارت نکرده !
و به طورحتم به خودش گفته :
اون عزیز دل من که تو خواب نازه ، پس چرا بیدارش کنم ؟
و دلیل دوم اینکه :
وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت ، پس برات گردو گذاشته تا بشکنی و بخوری!
مجنون سری تکان داد و گفت :
نه!
اون می خواسته بگه :
تو عاشق نیستی!
اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد!
تو رو چه به عاشقی؟
بهتره بری گردو بازی کنی!
آره عزیز دلم باید حواسمون رو جمع کنیم .
نکنه خوابمون ببره !
نکنه فرصتها رو از دست بدیم.
نکنه وقتی بیدار بشیم که دیگه کار از کار گذشته باشه !
و باید بدونیم ، هر ثانیه از زندگی ما لحظه ای بی نظیر و تکرار نشدنیه.
و از اون لحظه های ناب ، بهترین استفاده رو ببریم.
پس بیا از همین لحظه شروع کنیم


چهارشنبه 25 خرداد 1390

ولادت حضرت علی (ع)

   نوشته شده توسط: مجید.ك    


ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود

خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!

حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!

بال های خویش را دست توسل کرده بود


خجسته میلاد فرخنده مولود کعبه ، قران ناطق ،
مولی الموحدین،حضرت علی علیه السلام

و گرامیداشت مقام
والای پدر بر امام زمان

عجل الله تعالی فرجه شریف و دوستداران

خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام

مبارک باد


پنجشنبه 12 خرداد 1390

علم تركیبی

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :جامعه‌شناسی علم ،

علم اجتماعی دینی و جامعه‌شناسی

علم تركیبی در صدد تركیب و تلفیق علم اجتماعی دینی با جامعه‌شناسی است. برای بیان چگونگی این تركیب لازم است به مقدمه‌ای اشاره شود. هر علمی از جمله علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی سه جزء اساسی دارد: 1) تئوریها، 2) روشها و تكنیكها و 3) محتوا و دادهها. علم یك نظام و سیستم است كه كاركرد تبیین پدیدهها را برعهده دارد. بدون شك قرآن به لحاظ محتوایی و دادهها میتواند هر علمی را فربه و غنی كند. ولی اسلامی كردن علوم با فربه كردن آنها با گزارههای كتاب و سنت محقق نمیشود، بلكه با ارائه تئوری و نظریههای دینی به دست آمده از كتاب و سنت، میتوان علومی جدید و دینی تولید كرد یا علوم موجود را بازسازی نمود؛ چرا كه بسیاری از دانشمندان[1] بر این باورند كه نظریه مبنا و جریان اصلی علم است. بر این اساس علم بازسازی شده بر اساس آموزههای اسلامی، مكتبی از مكاتب آن علم تلقی میشود و به همین دلیل در عرض سایر مكتبهای علمی به شمار میرود.

طبق رویكرد علم تركیبی، روش و متد علوم دینی كاملا كمّی، تجربی و احتمالگرایانه است. به عبارت دیگر مدل علم تركیبی در صدد ارائة شیوهای برای اسلامی كردن علوم تجربی (sciences) است. برای تحقق این منظور از وحی به عنوان روش علمی استفاده نمیشود، تا این اشكال طرح شود كه پیشفرض علوم تجربی  وحدت‌گرایی روش‌شناختی است، به این معنا كه علم تجربی لزوما باید مبتنی بر یك روش باشد،[2] بلكه از وحی برای ساختن تئوری كمك گرفته میشود.

بر اساس این باور میتوان تئوری یا تئوریهایی سازگار با قرآن و با راهنمایی قرآن ساخته و پرداخته كرد. تئوری سازگار با قرآن دارای دو معناست: یكی این كه برای ساختن تئوری از آیات قرآن استفاده كنیم، و دیگر این كه تئوری ارائه شده متضاد یا متناقض با قرآن نباشد.

به هر حال بر اساس باورهایی كه امروزه بسیاری از فیلسوفان علم در مورد علوم ماركسیستی، پراگماتیستی، فمینیستی و... دارند، و همچنین بر اساس موجه بودن كثرت‌گرایی معرفت‌شناختی می‌توان از مدعیات دینی و اسلامی‌سازی علوم انسانی به طور كلی و از رویكرد تركیبی علم به طور خاص دفاع كرد. حال سؤال این است كه چرا اكثر روشنفكران و فیلسوفان علم كه به دفاع از مثلا معرفت‌شناسی و علوم فمینیستی می‌پردازند، و باور به كثرت‌گرایی معرفت‌شناختی دارند، در مقابل ادعا و باور به اسلامی‌سازی علم و معرفت دست از باورهای خود می‌كشدند.

علوم تركیبی علومی دینی و علوم تجربی هستند و هر رد و قبولی در آن بر اساس تجربه و مؤید به شواهد تجربی است. لذا علوم انسانی اسلامی علومی هستند كه نظریه خود را از متون اسلامی می‌گیرد و سپس آن را به محك تجربه می‌زنند. مثل كاری كه ملاصدرا در فلسفه انجام داد. ملاصدرا با قرائت آیة وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ كُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ[3] نظریه حركت جوهری به ذهنش خطور كرد. اما نمی‌توانست به فیلسوفان جهان بگوید حركت جوهری را بپذیرید، چون من از قرآن استنباط كرده‌ام. از این رو سالهای متمادی زیادی تلاش كرد تا این نظریه را به وسیله مبادی عقلی كه مورد پذیرش فیلسوفان غیرمسلمان باشد، اثبات كند. نظریه و ایده‌ای كه ملاصدرا از قرآن استنباط كرد، عقلی بود. ولی اندیشمندان مسلمان باید تلاش كنند تا ایده‌ها و نظریه‌های تجربی در حوزة مختلف علوم انسانی از قرآن استنباط كنیم و سپس با مبادی تجربی به تبیین آن بپردازند تا بتوانند آنها را به دیگران به قبولانند.

در طرح تركیبی علم، بایدها و نبایدها را از دین می‌گیریم و واقعیتها را با روش تجربه به دست می‌آوریم، و سپس بایدها و نبایدهای جامعه‌یمان را بر اساس این واقعیتها برقرار می‌كنیم (آرمان‌گرایی). مكانیسم آرمان‌گرایی چنین است كه بایدها و نبایدها را از دین می‌گیریم و واقعیتها را با تجربه، و سپس بایدها و نبایدهای جامعه‌یمان را بر اساس این واقعیتها برقرار می‌كنیم. مثلا در مكتب و جهان‌بینی اسلامی آمده است كه ارتباطات جنسی خارج از ضوابط و هنجاریهای پذیرفته شده، نامشروع و حرام است؛ با روش تجربی هم واقعیتهای جامعه‌شناختی را فرا می‌گیریم كه چگونه جامعه‌ای را كه در آن ارتباطات نامشروع بسیار است، به جامعه‌ای بهتر با ارتباطات انسانی سوق دهیم.  بنابر این با استفاده از روش علوم جدید (تجربه) می‌توانیم اوضاع نامطلوب كنونی جامعه را به اوضاع مطلوب مستنبط از آیات و روایات برسانیم.   

بنابر این ما برای اسلامی كردن علوم تجربی انسانی و تلفیق علم اجتماعی دینی و جامعه‌شناسی سه گام را باید برداریم: 1. استخراج پارادایم اسلامی علوم انسانی از متون دینی (كتاب و سنت)؛ 2. استنباط نظریه یا نظریه‌هایی از كتاب و سنت در حوزه‌های علوم مختلف؛ 3. به محك تجربه زدن نظریه‌های استنباط شده از كتاب و سنت. در این صورت كسانی هم كه مسلمان نیستند باید ادعاهای علمی ما را بپذیرند، چون به شواهد تجربی تأیید شده‌اند.



[1]. ر.ك: آثار تالكوت پارسنز.[2]. وحدت روششناسانة علوم به دو معناست: یكی این كه همة رشتههای علمی از جمله جامعهشناسی باید به دنبال تعمیم و كشف قوانین باشند و این محقق نمیشود مگر با وحدت روش علوم. این رویكردی است كه پوزیتیویستها به دنبال آن بودند در مقابل كسانی كه روش خاصی را برای بررسی رفتارها و ارتباطات انسانی به كار میگرفتند كه خاصیت تعمیم دهندگی نیز نمیداشت. دو دیگر این كه هر علمی باید فقط و فقط از یك روش برای اثبات مدعیات خود استفاده كند.[3]. نمل / 89.


دوشنبه 2 خرداد 1390

ولادت فاطی

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :مناسبتهای مذهبی ،

ولادت تك گوهر صدف عصمت، دوردانه‌ی دل پیامبر، ام ابیها، فاطمه الزهرا مبارك باد 


دوشنبه 2 خرداد 1390

تنهایی

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

گاهی باران همه‌ی دغدغه‌اش باریدن نیست؛

گاهی از غصه تنها شدنش می‌بارد

امـــــــــــــــــــــان از تنهایی


سه شنبه 27 اردیبهشت 1390

تولید علم و دروازه‌بانان

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :جامعه‌شناسی علم ،

تولید علم و دروازه‌بانان

چرا با وجود این كه در كشور ما ایران هزینه‌های سنگینی برای تولید علم و اسلامی كردن آن (كه به جد شخصا به آن باور دارم) پرداخت می‌شود، مساعی‌ها و تلاشهای اسلامی كردن علم و معرفت به ظاهر، به نتیجه نمی‌رسد. افزون بر این تلاشها، در جامعه كس یا كسانی نیز هستند از جمله مقام معظم رهبری كه مصمم به ارتقا  سطح علمی جامعه و اسلامی كردن علم هستند. شاید یكی از دلایل اصلی عدم توفیق در اسلامی كردن علم و عدم توسعة علمی كشور وجود گروهی اجتماعی در جامعه است كه آنها را «دروازه‌بانان اجتماعی» یا «پیامبران نامرسل» می‌نامم. دروازه‌بانان در هر جامعه‌ای مثل دروازه‌بانان بازی فوتبال عمل می‌كنند كه مانع از رسیدن رقیب به هدف خود می‌شوند. اینان مدیران عالی و میانی جامعه هستند كه به دلیل جلوگیری از شكل‌گیری احتمالی علم غیرنافع و انحراف احتمالی فكری و معرفتی، از ورود افراد، اندیشمندان و نخبگان جامعه به عرصة تولید علم جلوگیری می‌كنند. علم مورد نظر دروازه‌بانان، علم و معرفتی نهادینه شدة در جامعه است كه باید پشتوانة تئوریك برای مدعیات كلامی و دینی ارائه كند. علمی كه نتواند چنین پشتوانه‌ای را برای مدعیات كلامی به وجود آورد، علم غیرنافع و مضر تلقی می‌شود و از این رو باید از تولید آن جلوگیری كرد. مسأله دروازه‌بانان اجتماعی به این می‌مانند كه گروهی در دامنة كوه از افتخارات فتح قله به خود می‌بالند و دوستدار آن هستند كه كسانی به خود جرأت دهند و آن را فتح كنند. ولی وقتی كس یا كسانی در صدد برمی‌آیند كه با پرداخت هزینه‌های سنگین شخصی و گروهی به سوی قله برای فتح آن حركت كنند، دروازه‌بانان به دلیل این كه شاید یك یا چند نفر از این گروه سقوط كند و آسیب ببینند، از صعود آنان به قله ممانعت می‌كنند.

این مسلم است كه كسب هر گونه دستآورد علمی یا فتح قله‌ها و به دست آوردن افتخارات، مستلزم پرداخت هزینه‌هایی است. از جمله هزینه‌های تولید علم و معرفت به خصوص در شاخة علوم انسانی ایجاد و تولید اندیشه‌هایی ناسازگار با فرهنگ مسلط جامعه است. اما در این صورت باید چكار كرد؟ آیا باید به دلیل این آسیب از تولید علم جلوگیری كرد؟ در گذشتة علمی جوامع اسلامی و غیر اسلامی این مسأله به وضوح وجود دارد كه زمانهایی كه اندیشمندان جامعه‌ای از آزادی در باب اندیشه برخوردار بوده‌اند، آن جامعه با مقداری آسیب به توسعه و تولید علم نائل شده است و در زمانیهایی كه اندیشمندان از آزادی تفكر برخوردار نبوده‌اند، جامعه به لحاظ علمی دچار انحطاط گردیده است. از این رو نباید به دلیل ترس از اتفاق چنین آسیبهایی به طور كلی از اندیشیدن و تولید علم جلوگیری كرد، چرا كه تولید علم هماهنگ با فرهنگ بومی و دینی می‌تواند از درون تضارب آرایی به دست آید كه در این میدان به مبارزه برخاسته‌اند.

اما این كه دروازه‌بانان به چه منظور و هدفی از تلاش علمی و فرهنگی جلوگیری می‌كنند، دلایل متعدد و تنوعی می‌تواند داشته باشد. رسالت دینی، به خطر افتادن منافع، ترس از باز شدن دستشان برای دیگران، متزلزل شدن موقعیت و پستهای سیاسی اجتماعی، سكولار شدن فرد، دین و جامعه، و ... می‌تواند از دلایل این ممانعتها باشد.


سه شنبه 20 اردیبهشت 1390

سردی روابط

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

سرزنش شروع سردی رابطه است، ولی از كینه‌توزی بهتر است


جمعه 9 اردیبهشت 1390

چرا گناه

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

به نام خدا

چرا گناه، اعتیاد، طلاق، خودكشی و...

برای تبیین آسیب‌ها و مسائل اجتماعی‌ای مثل گناه، اعتیاد، طلاق، خودكشی و ... می‌توان این طور گفت كه:

انسان موجود است كه همیشه امیال و آرزوهای پایان‌ناپذیر داشته و دارد؛

انسان همیشه بیش از آنچه دارد، می‌طلبد،

انسان همیشه از وضعیت موجود خود در جریان زندگی به خصوص اگر سخت و طاقت‌فرسا باشد، ناامید و ناراضی است.

 

بنابر این اگر انسان به حال خود رها شود، دچار گناه، و آسیبهای متعدد فردی و اجتماعی می‌شود.

انسان نیاز دارد كه تحت انضباط نیرویی برتر و ماورایی، مقتدر و مهربان كه شایستگی دوست داشتن را داشته باشد، قرار گیرد. این نیرو كه هم آگاه به مصالح فرد و هم جلب‌كنندة اوست؛ موجودی جز خداوند نمی‌تواند باشد. 9/2/90



سه شنبه 6 اردیبهشت 1390

شرایط ارتباط انسانی

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

ارتباط میان فردی دارای سه ویژگی مهم است كه موجب پرورش

 

 ارتباطهای بهتر می‌شود: صداقت، عشق غیرانحصارگرایانه، و

 

 همدلی. صداقت به معنای باز و صریح بودن در ابراز احساسات،

 

 نیازها و عقاید خود است. این كه فردی سعی كند خویشتن واقعی

 

 خود را ناشناخته نگهدارد كاری شاق و لجاجت‌آمیز است. عشق

 

 غیرانحصارگرایانه شامل پذیرش، احترام و حمایت از دیگری، به

 

 شیوه‌ای آزادانه و غیرقیم‌وار است. و منظور از همدلی توانایی دیدن

 

 و شنیدن واقعی فرد دیگر و درك او از دیدگاه خودش است.


دوشنبه 5 اردیبهشت 1390

انواع عشق

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :تعریف عشق ،

مردم در یونان قدیم میان سه عشق تمایز قائل بودند: نخست فیلیا (PHILIA) كه مبین دوستی است. بسیاری از مردم سنتی فیلیا را مناسب‌ترین و انسانی‌ترین نوع عشق می‌دانستند. دوم عشق اروس (EROS ) یا محبت‌آمیز شامل سائق عشق برای آفریدن و تولید مثل نیز می‌شود. اما بسیار كلی‌تر از عشق جنسی صرف است. سرانجام عشق آگاپی (AGAPE) عشق برادرانه كه به معنای علاقه به خیر و خوشی افراد دیگر است. این عشق نه احساس هیجانی دوست داشتن، نه كشش عاشقانه، نه جستجوی عشق متقابل و نه حتی یك برخورد روشنفكرانه است، بلكه عشقی است ناشی از خواستن خود، برای فداكاری در راه دوست و برادر. با ارزش‌ترین ارتباطها، ارتباطهایی هستند كه بیش از یكی از این عشقها را در خود داشته باشند. عشق یك مرد به یك زن كه ممكن است به شكل اروس شروع شود، با فیلیا غنی گردد و با وفاداری آگاپی، تعمیق و تثبیت شود.

اما در فرهنگ اسلامی افزون بر این سه نوع عشق می‌توان از نوع چهارم عشق نیز یاد كرد كه بیشتر در ادبیات عرفان اسلامی به كار رفته است. و آن عشق به عشق است كه جاودانی و ماندگار می‌باشد. سه نوع عشق یونانی عشقهای زمینی هستند كه چون بر روی زمین محدود ایجاد شده‌اند، محدودند و سرانجام و پایانی دارند. اما عاشق عشق شدن عشقی الهی است كه نامحدود و بی‌انتها است.


چهارشنبه 8 دی 1389

به یاد زندگان بودن

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

روزی کسی به خیام خردمند که دوران کهنسالی را پشت سر میگذاشت گفت: شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من، چه زمانی درگذشت؟!
خیام پرسید: این پرسش برای چیست؟
آن جوان گفت: من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و میخواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...

خیام خندید و گفت: آدم بدبختی هستی! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا نمیرند تو به دنبال مردگانت هستی؟!... بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد.

اندیشمند کشورمان ارد بزرگ میگوید: « کاویدن در غمها ما را به خوشبختی نمیرساند ».
و هم او در جایی دیگر میگوید: « آنکه ترانه زاری کشت میکند، تباهیدن زندگی اش را برداشت میکند »

امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم.


سه شنبه 7 دی 1389

دوست واقعی

   نوشته شده توسط: مجید.ك    نوع مطلب :شادزیستی ،

1به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.
 
2 با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند.
 
3 همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.
 
4 وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد.
 
5 وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.
 
6 قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید.
 
7 به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید.
 
8 هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
 
9 عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.
 
10 در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.
 
11مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.
 
12 آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.
 
13 وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید: چرا می خواهی این را بدانی؟
 
14 به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.
 
15 وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید: عافیت باشد.
 

16 وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.
 
17 این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
 
18 اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.
 
19 وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.
 
20 وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.
 
21 زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید.
 
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند. 


تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7