گپ فرهنگی
دوشنبه 16 آذر 1388 :: نویسنده : mkafi

کشاورز فقیری از اهالی اسکاتلند فلمینگ نام داشت. یک روز در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده اش بود از باتلاقی در آن نزدیکی صدای درخواست کمک را شنید وسایلش را بر روی زمین انداخت و به طرف باتلاق دوید پسری وحشتزده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود فریاد میزد و تلاش میکرد تا خودش را آزاد کند فارمر فلمینگ او را ازمرگ تدریجی وحشتناکی نجات داد. روز بعد کالسکه ای مجلل به منزل محقر فارمر فلمینگ رسید مرد اشرافزاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کرد که فارمر فلمینگ نجاتش داده بود اشرافزاده گفت میخواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی کشاورز اسکاتلندی جواب داد من نمیتوانم برای کاری که انجام داده ام پولی بگیرم در همین لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد اشرافزاده پرسید  پسر شماست کشاورز با افتخار جواب داد بله           

کشاورز:با هم معامله میکنیم اجازه بدهید او را همراه خود ببرم تا تحصیل کند. اگر شبیه پدرش باشد به مردی تبدیل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد پسر فارمر فلمینگ از دانشکده پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصیل شد و همینطور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان الکساندر فلمینگ کاشف پنیسیلین مشهور شد سالها بعد پسر همان اشرافزاده به ذات الریه مبتلا شد میدانید چه چیزی نجاتش داد؟پنیسیلین





نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 فروردین 1389 02:53 ق.ظ
با سلام.اینجانب مدیر وبلاگ تخصصی مهندسی نقشه برداری و عمران هستم.وبلاگ خوبی داری.در صورت امکان وبلاگ بنده را با نام وبلاگ لینک کرده و در نظرات بنویسید که شما را نیز لینک کنم.

http://surveyor-top.mihanblog.com
جمعه 25 دی 1388 09:54 ب.ظ
با سلام
من مایل به تبادل لینک با شما هستم.در صورتی که علاقه مندید وبلاگ من را به آدرس
http://mashahire-jahan.mihanblog.com
و به اسم *****زندگینامه مشاهیر***** لینک کنید و به من خبر بدید تا من هم شما رو لینک کنم
با تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :