گپ فرهنگی
پنجشنبه 12 خرداد 1390 :: نویسنده : mkafi

علم اجتماعی دینی و جامعه‌شناسی

علم تركیبی در صدد تركیب و تلفیق علم اجتماعی دینی با جامعه‌شناسی است. برای بیان چگونگی این تركیب لازم است به مقدمه‌ای اشاره شود. هر علمی از جمله علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی سه جزء اساسی دارد: 1) تئوریها، 2) روشها و تكنیكها و 3) محتوا و دادهها. علم یك نظام و سیستم است كه كاركرد تبیین پدیدهها را برعهده دارد. بدون شك قرآن به لحاظ محتوایی و دادهها میتواند هر علمی را فربه و غنی كند. ولی اسلامی كردن علوم با فربه كردن آنها با گزارههای كتاب و سنت محقق نمیشود، بلكه با ارائه تئوری و نظریههای دینی به دست آمده از كتاب و سنت، میتوان علومی جدید و دینی تولید كرد یا علوم موجود را بازسازی نمود؛ چرا كه بسیاری از دانشمندان[1] بر این باورند كه نظریه مبنا و جریان اصلی علم است. بر این اساس علم بازسازی شده بر اساس آموزههای اسلامی، مكتبی از مكاتب آن علم تلقی میشود و به همین دلیل در عرض سایر مكتبهای علمی به شمار میرود.

طبق رویكرد علم تركیبی، روش و متد علوم دینی كاملا كمّی، تجربی و احتمالگرایانه است. به عبارت دیگر مدل علم تركیبی در صدد ارائة شیوهای برای اسلامی كردن علوم تجربی (sciences) است. برای تحقق این منظور از وحی به عنوان روش علمی استفاده نمیشود، تا این اشكال طرح شود كه پیشفرض علوم تجربی  وحدت‌گرایی روش‌شناختی است، به این معنا كه علم تجربی لزوما باید مبتنی بر یك روش باشد،[2] بلكه از وحی برای ساختن تئوری كمك گرفته میشود.

بر اساس این باور میتوان تئوری یا تئوریهایی سازگار با قرآن و با راهنمایی قرآن ساخته و پرداخته كرد. تئوری سازگار با قرآن دارای دو معناست: یكی این كه برای ساختن تئوری از آیات قرآن استفاده كنیم، و دیگر این كه تئوری ارائه شده متضاد یا متناقض با قرآن نباشد.

به هر حال بر اساس باورهایی كه امروزه بسیاری از فیلسوفان علم در مورد علوم ماركسیستی، پراگماتیستی، فمینیستی و... دارند، و همچنین بر اساس موجه بودن كثرت‌گرایی معرفت‌شناختی می‌توان از مدعیات دینی و اسلامی‌سازی علوم انسانی به طور كلی و از رویكرد تركیبی علم به طور خاص دفاع كرد. حال سؤال این است كه چرا اكثر روشنفكران و فیلسوفان علم كه به دفاع از مثلا معرفت‌شناسی و علوم فمینیستی می‌پردازند، و باور به كثرت‌گرایی معرفت‌شناختی دارند، در مقابل ادعا و باور به اسلامی‌سازی علم و معرفت دست از باورهای خود می‌كشدند.

علوم تركیبی علومی دینی و علوم تجربی هستند و هر رد و قبولی در آن بر اساس تجربه و مؤید به شواهد تجربی است. لذا علوم انسانی اسلامی علومی هستند كه نظریه خود را از متون اسلامی می‌گیرد و سپس آن را به محك تجربه می‌زنند. مثل كاری كه ملاصدرا در فلسفه انجام داد. ملاصدرا با قرائت آیة وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ كُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ[3] نظریه حركت جوهری به ذهنش خطور كرد. اما نمی‌توانست به فیلسوفان جهان بگوید حركت جوهری را بپذیرید، چون من از قرآن استنباط كرده‌ام. از این رو سالهای متمادی زیادی تلاش كرد تا این نظریه را به وسیله مبادی عقلی كه مورد پذیرش فیلسوفان غیرمسلمان باشد، اثبات كند. نظریه و ایده‌ای كه ملاصدرا از قرآن استنباط كرد، عقلی بود. ولی اندیشمندان مسلمان باید تلاش كنند تا ایده‌ها و نظریه‌های تجربی در حوزة مختلف علوم انسانی از قرآن استنباط كنیم و سپس با مبادی تجربی به تبیین آن بپردازند تا بتوانند آنها را به دیگران به قبولانند.

در طرح تركیبی علم، بایدها و نبایدها را از دین می‌گیریم و واقعیتها را با روش تجربه به دست می‌آوریم، و سپس بایدها و نبایدهای جامعه‌یمان را بر اساس این واقعیتها برقرار می‌كنیم (آرمان‌گرایی). مكانیسم آرمان‌گرایی چنین است كه بایدها و نبایدها را از دین می‌گیریم و واقعیتها را با تجربه، و سپس بایدها و نبایدهای جامعه‌یمان را بر اساس این واقعیتها برقرار می‌كنیم. مثلا در مكتب و جهان‌بینی اسلامی آمده است كه ارتباطات جنسی خارج از ضوابط و هنجاریهای پذیرفته شده، نامشروع و حرام است؛ با روش تجربی هم واقعیتهای جامعه‌شناختی را فرا می‌گیریم كه چگونه جامعه‌ای را كه در آن ارتباطات نامشروع بسیار است، به جامعه‌ای بهتر با ارتباطات انسانی سوق دهیم.  بنابر این با استفاده از روش علوم جدید (تجربه) می‌توانیم اوضاع نامطلوب كنونی جامعه را به اوضاع مطلوب مستنبط از آیات و روایات برسانیم.   

بنابر این ما برای اسلامی كردن علوم تجربی انسانی و تلفیق علم اجتماعی دینی و جامعه‌شناسی سه گام را باید برداریم: 1. استخراج پارادایم اسلامی علوم انسانی از متون دینی (كتاب و سنت)؛ 2. استنباط نظریه یا نظریه‌هایی از كتاب و سنت در حوزه‌های علوم مختلف؛ 3. به محك تجربه زدن نظریه‌های استنباط شده از كتاب و سنت. در این صورت كسانی هم كه مسلمان نیستند باید ادعاهای علمی ما را بپذیرند، چون به شواهد تجربی تأیید شده‌اند.



[1]. ر.ك: آثار تالكوت پارسنز.[2]. وحدت روششناسانة علوم به دو معناست: یكی این كه همة رشتههای علمی از جمله جامعهشناسی باید به دنبال تعمیم و كشف قوانین باشند و این محقق نمیشود مگر با وحدت روش علوم. این رویكردی است كه پوزیتیویستها به دنبال آن بودند در مقابل كسانی كه روش خاصی را برای بررسی رفتارها و ارتباطات انسانی به كار میگرفتند كه خاصیت تعمیم دهندگی نیز نمیداشت. دو دیگر این كه هر علمی باید فقط و فقط از یك روش برای اثبات مدعیات خود استفاده كند.[3]. نمل / 89.





نوع مطلب : جامعه‌شناسی علم، علم دینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 مرداد 1395 01:29 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :