گپ فرهنگی
جمعه 10 تیر 1390 :: نویسنده : mkafi

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، والصلاة و السلام علی سیدنا محمد(ص) و علی اهل بیت الطیبین الطاهرین المعصومین.

وظیفة اقتضا می‌كند كه در جمع دوستان، ذكری از خدا، آیات خدا و دستورات پیامبران عرضه كنیم. ما خدمت سروران عزیز درس پس می‌دهیم، امیدوارم كه اطالة كلام نكنم و چند جمله‌ای و مباحثی را كه در طول تحصیل‌مان در حوزه‌ها آموخته‌ایم را اینجا بتوانیم یك بخشی‌اش را به بزرگواران پس دهیم.

یكی از مباحث اساسی در انسان‌شناسی در طول تاریخ فلسفه، بحث ذات و حقیقت انسان است. این كه آیا انسان طبیعتاً و ذاتاً گرگ و درنده است و یا اینكه طبیعت و ذات انسان یك طبیعت پاك و سرشت طیبه است. من نمی‌خواهم وارد بحثهای فلسفی این قضیه شوم، مباحث متعددی در طول تاریخ فلسفه بیان شده است كه احتمال قوی سروران عزیز از آنها مطلع هستند. اما در آیات قرآن به این مطلب اهمیت داده شده است ـ البته با قرائت‌ها و رویكردهای متعدد ـ كه انسان ذاتاً یك موجود ضعیف، خاسر، دارای حرص و طمع، ستمكار، ناسپاس، نادان و ... كه در آیات و روایات به وفور یافت می‌شود. اگر ما آیات قرآن را بررسی كنیم در مورد این ویژگی‌هایی كه عرض شد آیات فراوانی داریم، از جمله: خُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِیفًا، إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا، إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ، إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ و... لذا می‌توان از این آیات این را بدست آورد كه ماهیت و ذات انسان یك ماهیت و ذات نامناسب و بد است. شاید این سؤال به ذهن بعضی‌ از عزیزان خطور كند كه خوب اگر ذات انسان بد است و دارای چنین صفات پستی است ولی ما می‌بینیم كه دائماً خداوند در قرآن می‌فرماید: إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ، پس آن صفات بد و ناشایست نمی‌تواند ماهیت انسان باشد. در مباحث علم اصول این مطلب مورد بررسی قرار گرفته است كه در استثناء، مستثنی‌منه نباید تخصیص بیشتر بخورد، یعنی شما یك قاعده‌ای بگویید كه صد مورد دارد و بعد بیایید نود مورد از آنها را با استثناء خارج كنید. در اینجا می‌گویند تخصیص اكثر پیش می‌آید و این امری قبیح است. اگر شما می‌خواهید مطلبی را بیان كنید كه شامل ده نفر می‌شود نباید با یك جمله صدتایی بگویید و بعد ده تا را باقی بگذارید. پس خداوند نمی‌خواهد بیان كند ماهیت انسان صالح، صبور و حق‌طلب است چون تخصیص اكثر پیش می‌آید لذا ماهیت انسان غیر از این است، گرچه كه با «الا» و «استثناء» خداوند یك مواردی را خارج كرده است. اما در كنار این خداوند می‌گوید كه همین خلقت انسان به این نحو، در یك حالات، اوضاع و احوال و شرایط خوبی اتفاق افتاده است كه البته این برداشت من است از آیات قرآن كه اگر در آن شرایط خوب خلقت انسان به وجود نمی‌آمد، معلوم نبود كه این انسانی كه در طول تاریخ اینطوری از او تعبیر می‌شود، چگونه موجودی بود؟! مثلاً ببینید خداوند در قرآن می‌فرماید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ، ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ، وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً. خوب اینها نشانة این است كه با اینكه انسان در یك شرایط و اوضاع خوبی خلقت یافته است ولی مع‌الوصف یك موجودی با سرشت نامناسب است. اما آنچه كه مدّنظر من است در این بحث این است كه این انسان با طبق آیات قرآن این ماهیت و این طبیعت می‌تواند طور دیگری باشد، یعنی می‌تواند یك كرامت و یك موجودیت و یك شخصیتی كسب كند كه بر خلاف آن طبیعتی است كه برای او سرشته‌اند و آن كرامت، كرامت انسانی و شخصیت انسانی است كه در مباحث دینی اعم از اسلام و غیر اسلام خیلی روی آن تأكید شده است. نكته‌ای كه به دست می‌آید این است كه كرامت انسان، یك كرامت اكتسابی است. یعنی انسانها با تلاش و كوشش می‌توانند این كرامت انسانی را برای خودشان به دست بیاورند. نكته دوم اینكه كرامتی كه انسانها به دست می‌آورند معیار یا ملاك ارزشهای انسانی است و با این ملاك و معیار، انسانها با یكدیگر متفاوت می‌شوند، به تعبیر طلبگی ما كرامت انسانی امر یا مقوله تشكیك است، یعنی دارای ذومراتب است، مراتب متعددی دارد، كسانی تلاش زیادی می‌كنند تا از این كرامت انسانی حد بالایی را كسب می‌كنند، به اندازة تلاش و كوشش انسان این كرامت انسانی به دست می‌آید. اما استثناءهایی كه خداوند بر آن طبیعت زده است و سبب ایجاد كرامت انسانی می‌شود در آیات متعددی به آن اشاره شده است كه من پنج ویژگی آنها را بیان می‌كنیم، چهار ویژگی آنها از این معیارها در سورة والعصر بیان شده كه می‌فرماید: إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ و در جای دیگر می‌فرماید: إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا... إِلَّا الْمُصَلِّینَ. خوب اینها استثناءها و معیارهایی است كه خداوند می‌فرماید كه آن طبیعت شما با آن ویژگی و با آن وضع، اگر این كارها را انجام بدهید، شما جزو آن طبیعت قرار نمی‌گیرید، همه انسانها اینطورند مگر كسانی كه ایمان می‌آورند، همانطور كه می‌دانید ایمان یك پروسة سه ساحتی است یعنی ما به كسی می‌گوییم مؤمن كه هم به لحاظ معرفتی، هم به لحاظ روانی و هم در ساحت سوائق و تمایلات، وضعیت خاصی را پیدا كند، عمل صالح مربوط به عملكرد و رفتار است، حق، حق‌طلبی و توصیه به حق و توصیه به صبر و صبور بودن، جزو تمایلات، علایق و ساحت سوائق انسانی محسوب می‌شوند. بنابراین از این می‌توان یك مدلی استخراج كنیم برای نوع مدیریت خودمان كه در جوامع اسلامی می‌توان از آن استفاده كرد.

مدل‌های مدیریتی متعدد و متكثر هستند. و مدیریت‌هایی كه امروزه در دنیا مطرح هستند، مدیریت‌های بیشتر مبتنی بر تولید، ورودی، خروجی یا سیستم‌های O.S.W.T كه معروف هستند، مبتنی بر ساختار، سازمان و این امور هستند. در این مدلها و نظام‌های مدیریتی جدید به انسان كمتر بها داده شده است. من از این سورة والعصر یك سیستم مدیریت استخراج كردم كه حالا روی اینكه، این مفهوم «مدیریت مبتنی بر كرامت انسانی» دارای چه ابعادی است، چه مؤلفه‌هایی دارد و چه متغیرها و چه شاخص‌هایی می‌تواند داشته باشد، بحث نمی‌كنم؛ چرا كه یك بحث تخصصی و روش‌تحقیقی است، ولی می‌توان این را الگو قرار داد. سورة والعصر را الگوی مدیریت قرار بدهیم. همانطور كه خداوند در سورة والعصر می‌فرماید انسان ذاتاً خاسر است، ما هم بگوییم كه مدیران ذاتاً ناموفق هستند، به همین دلیل است كه وقتی می‌بینیم یك مدیری موفق شد، كتابش را چاپ می‌كنند، مطرح می‌كنند و ... البته این عدم توفیق، مطلق نیست بلكه ذو مراتب است، آن كسی كه به نحو ایده‌آل بتواند یك مدیریت كامل بكند این اصل نیست، بلكه اصل در مدیریت این است كه معمولاً مدیران ناموفق هستند، در تمام سطوح مدیریت، الا مدیرانی كه توجه به متغیرهای ذهنی و روانی می‌كنند، الا مدیرانی كه توجه به متغیرهای رفتاری افراد و همكارانشان می‌كنند، الا مدیرانی كه توجه به متغیرهای عملكردی افراد می‌كنند و همچنین مدیرانی كه توجه به متغیرهای جسمی افراد می‌كنند. به تعبیر دیگر، مدیرانی كه توجه به «كرامت انسانی در مدیریت» خودشان می‌كنند. اینها می‌توانند موفق باشند. ببینید در این مدل، ما آمدیم مدل مدیریت خودمان را بر مبنای كرامت انسانی گذاشتیم كه از آیات قرآن به دست آوردیم. یعنی مدل ما، متمركز بر انسان و نقش او در سازمان است، به جای اینكه ما دنبال ارزش افزوده، تولید بیشتر باشیم و ... به جای این مواردی كه معمولاً سازمانها مبتنی بر آنها هستند، ما بیاییم و «كرامت انسان» را در نظر بگیریم و مبنا قرار دهیم. در این مدل ارتقای سازمان، ارتقای كمی و كیفی سازمان، مبتنی بر حفظ كرامت انسان است در هر چهار متغیر آن كه ذكر شد اگر ما متغیرهایی كه بیان شد را بتوانیم حفظ كنیم، معتقدیم كه هم سازمان به لحاظ كمی ارتقا پیدا می‌كند و هم به لحاظ كیفی. اگر این «كرامت انسانی» در سازمان‌ها تحقق پیدا كند، به نظر من شصت هفتاد درصد مسائل و مشكلات مدیریت در سازمان حل است. سی چهل درصد باقی‌مانده را با سیستم‌های مدیریتی كه علوم جدید مطرح كرده‌اند راحت می‌توان پوشش داد. تمام مشكلات و مسائل ما در جوامع شرقی، به خصوص در جامعه ایران، به لحاظ مدیریتی به خاطر این است كه انسان ما یك تعریف خاصی دارد كه در این سیستم‌های مدیریت غربی، معمولاً آن انسان‌شناختی مدنظر قرار نگرفته است. در مورد پژوهشگاه‌ها، شما می‌دانید كه پژوهشگاه‌ها محور تولید معرفت در جامعه هستند، و انسان كانون این تولید معرفت در پژوهشگاه‌ها است، لذا از این جهت در پژوهشگاههای ما انسان بیش از دیگر جاها اهمیت می‌یابد و به دنبال آن باید در پژوهشگاهها كرامت انسان اهمیت خاصی داشته باشد، تولیدات پژوهشگاه‌ها، تولیدات انسانی است. یعنی محقق ماست كه می‌نشیند، تفكر می‌كند و به تولید می‌رسد، لذا «كرامت انسانی» برای جاهایی مثل پژوهشگاه‌ها به مراتب نسبت به سازمان‌های دیگر اهمیت بیشتری پیدا می‌كنند. لذا صیانت از كرامت انسان، سبب تولید علم و معرفت كه به همراه او، تولید ارزش افزوده، ارتقای كمی و كیفی پژوهشگاه‌ها را به همراه دارد، می‌تواند نتیجه بدهد. همچنین به نظر می‌رسد شاید مهمترین و اولی‌ترین وظیفة مدیران در سطح همة مراكز علمی حفظ این «كرامت انسانی» است. حفظ و صیانت از كرامت انسانی، هم شامل صیانت از كرامت انسانی خود مدیر است و هم صیانت از كرامت انسانی مجموعه نیروها و كارمندان. وقتی ما بحث از كرامت انسانی در مدیریت می‌كنیم شامل هر دو اعم خود مدیر و كارمندان می‌شود به تعبیر دیگری هم شامل خود‌سازی و هم شامل دیگرسازی نسبت به دیگر افراد سازمان است. لذا اولین وظیفه یا مهمترین وظیفه مدیران در سطح سازمانها، به خصوص پژوهشگاه‌ها، حفظ این كرامت انسانی نسبت به خودشان و سایر مجموعه است. به اعتقاد ما حفظ كرامت انسانی، دو پیامد عمده دارد: یكی جلب اعتماد كسانی كه از محصولات ما نفع می‌برند، می‌دانند كه این مبتنی بر حفظ كرامت انسانی است، بحث تجمع و ثروت‌اندوزی، فریب انسانها در آن وجود ندارد چون بحث كرامت انسانی در محصولات این سازمان مدنظر قرار گرفته است و همچنین سبب جلب همكاری جاهای مختلف می‌شود. یكی از مسائلی كه امروزه در جهان است، به خصوص در بحث پژوهشگاه‌ها و آن هم ما در قم بیشتر با آن مواجه هستیم، كارهای بسیار موازی و رقابتی است كه انجام می‌شود. و هیچ‌گاه هم نمی‌آیند كنار هم بنشینند و یك تقسیم‌ كار معقول و منطقی انجام بدهند. این شاید به خاطر این است كه در بخشی از این سازمان‌ها و مراكز، ما آن بحث كرامت انسانی را نادیده گرفتیم. اگر بحث كرامت انسانی در مدیریت مد نظر قرار گیرد جلب همكاری بین سازمانها هم به وجود می‌آید و همچنین بحث درون‌سازمانی را می‌توان توجه كرد. به نظر می‌رسد كه حفظ صیانت از كرامت انسانی سبب رفاه، كارآیی، وفاداری، اعتماد به یكدیگر و ارتقای كمی و كیفی سازمان، امنیت كاركنان و جامعه، مبارزه با فساد مالی و اخلاقی احتمالی كاركنان، رعایت منصفانه قوانین و مقررات، انتخاب افراد به دور از هر نوع تبعیض و سفارش و ... اینها همه نتیجة‌ اهمیت دادن به كرامت انسان و حفظ آن كرامت انسان در درون سازمان است. لذا اگر ما بخواهیم یك مدیریتی داشته باشیم مبتنی بر سنت خودمان، ایده‌های مذهبی خودمان و كتاب آسمانی خودمان، به نظر می‌رسد از آنجا كه اهمیت وافری در آیات قرآن به انسان داده شده، باید ما این نقش و كرامت انسانی را هم در درون آن مدیریت خودمان قرار بدهیم. در قرآن آیات زیادی داریم كه خطابش به انسان است نه مؤمن و این اهمیت انسان و انسان‌شناسی و نقش انسان‌شناسی در تمام زمینه‌ها به ویژه بحث مدیریت را نشان می‌دهد. انشاءالله كه ما مدیران با تلاش و كوشش خودمان و همفكری بتوانیم این كرامت انسانی را در لایه‌های مختلف سازمان خودمان داخل كنیم و آن را حفظ كنیم. من یك نكته‌ای را هم عرض كنم كه همیشه از این جلسات رنج می‌بردم كه چرا ما فقظ به مباحث مقررات و قانون و پول می‌پردازیم، یك مقدار به خودمان نمی‌پردازیم و جای این گونه مباحث را خالی می‌دیدیم، من حتی این پیشنهاد را دارم كه در هر جایی كه جلسه برقرار می‌شود، یك ربع ساعتی یك سری مسائل اخلاقی گفته شود كه خیلی از خودمان غافل نشویم، چرا كه اگر از خودمان غافل شدیم دیگر مطمئن باشیم كه سازمانمان را نمی‌توانیم خیلی خوب مدیریت كنیم. اول مدیریت خودمان و بعد مدیریت دیگران. در نهایت خوش‌آمد می‌گویم به تمام سروران گرامی، مدیران مالی و اداری مراكز پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری، مقدمتان را گرامی می‌داریم در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، انشاءالله كه در این جلسه بتوانیم از تجربیات و ایده‌های مختلف شما در راستای حل مشكلات خودمان استفاده كنیم. صلواتی مرحمت بفرمایید.





نوع مطلب : انسان‌گرایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :