گپ فرهنگی
پنجشنبه 26 آبان 1390 :: نویسنده : mkafi

من از تنهایی قناری می‌ترسم

از آزادیش

بر روی شاخه‌های درختان

بر روی سیمهای برق

از سنگ طفلكی شیطون

از پنچه‌های تیز گربه‌ای

از سیاهی شب

بی‌پناه، بی‌غذا، بی‌كس

من از بی‌قفسی او می‌ترسم

از بی‌قفس بودنش

از آزادیش می‌برسم

از این كه نمی‌داند به تنهایی چه باید بكند، می‌ترسم

من دلتنگم

دلتنگ كنارش بودن

باهاش بودن

دلتنگ در قفس و كنارم بودن






نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 اسفند 1391 03:59 ب.ظ
ولی من از قناری در قفس می گریم ازادی بهایی دارد هراسی نیست از طوفان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :