تبلیغات
گپ فرهنگی: مجید كافی - نقد اكتفا به فلسفه الاجتماعی به جای جامعه‌شناسی
 
گپ فرهنگی: مجید كافی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : mkafi
نویسندگان
برچسبها

شكل‌گیری و رشد تمدن نوین اسلامی نیازمند همة رویكردهای تجربی، ‌فلسفی، شهودی و نقلی به جهان هستی است. اكتفا به یكی از این رویكردها و چشم‌پوشی از بقیه رویكردها نه تنها سبب رشد تمدن نمی‌شود، كه گاه عامل انحطاط آن نیز می‌شود. دفاع از رویكرد فلسفه به جامعه اگر به این معنا باشد كه كنار سایر رویكردها رویكرد فلسفی نیز نیاز هست،‌و باید به آن هم پرداخت، نظری درست و قابل دفاع است ولی اگر به معنای جایگزینی رویكرد فلسفی به جای رویكرد تجربی باشد، غیرقابل دفاع و نادرست است.

فلسفه الاجتماعی اگر چه لازم و ضروری است ولی كافی نیست. فلسفه الاجتماعی می‌تواند در بارة امور عامه‌ای كه در همة جوامع به یك صورت وجود دارد، صحبت كند. ورود فلسفه به مباحث اجتماع مانعی و مزاحمتی برای روش تجربی، تاریخی و تفسیری ندارد. چرا كه این رویكردها در عرض یكدیگر با اجتماع سرو كار ندارند، بلكه در طول یكدیگر به اجتماع می پردازند. روش فلسفی با همه پدیده‌ها از جمله اجتماع و جامعه سر وكار دارد، این روش در مورد رویدادهای اجتماعی به گونه‌ای سخن می‌گوید كه با روش تجربی منافاتی ندارد، به طور مثال جامعه‌شناس با روش تجربی خود می‌گوید عامل 70 درصد از طلاقهای جامعه x  اعتیاد است، و این فرضیه خود را در معرض مشاهده و تكرار تجربی دیگران قرار می‌دهد. اما اگر فیلسوفی بگوید من با روش عقلی به این نتیجه رسیده‌ام كه اعیتاد عامل كمتر یا بیشتر از 70 درصد طلاقهای جامعه است، حرف او با آنچه در علم تجربی پذیرفته شده است، منافات دارد؛ چون یكی معتقد است اعتیاد عامل افزایش بیش از 70 درصد است، و یكی اعتیاد را عامل كمتر از 70 درصد طلاق می‌داند. اما اگر فیلسوف بگوید جامعه‌شناسان معتقدند اعتیاد عامل 70 درصد طلاقها است، ولی من فیلسوف بر این نكته اذعان می‌كنم كه اعتیاد عامل هر درصدی از طلاقها می‌خواهد باشد، اما طلاق با هر درصدی از اعیتاد می‌خواهد افزایش بیاید، ولی طلاق علتی دارد. این ادعا نیز در مورد طلاق است ولی منافاتی با روش تجربی ندارد. سخن فیلسوف این است كه فرقی ندارد اعتیاد عامل چند درصد از طلاقها است، بلكه مهم آن است كه طلاق یا افزایش آن در جامعه علتی دارد. در این صورت نه جامعه‌شناس از فلسفه بی‌نیاز است و نه فیلسوف از جامعه‌شناسی. نه جامعه‌شناس فیلسوف را رد می‌كند و نه فیلسوف جامعه‌شناس را. در این صورت است كه متافیزیك سطحها مطرح می‌شود و هر دو در سطوح مختلف درست می‌گویند. فیلسوف در سطحی بالاتر به جامعه‌شناس می‌گوید به هر نتیجه‌ای در تحقیق تجربی‌ات می‌خواهی برس، اما فلسفه در مورد آن نتیجه كه نمی‌داند چیست، نظری دارد. مثلا سخن فلسفه در مورد نتایج شیمی چه در صد سال قبل و چه در مورد نتایج شیمی در صد سال بعد صادق است، چرا كه فلسفه از موضعی بالا به نتایج نگریسته است. فیلسوف راجع به فیزیك، شیمی، جامعه و سیاست و... دیدگاه‌هایی دارد كه نزاعی با سخنان فیزیكدانان، شمی‌دانان، جامعه‌شناسان و... ندارد، چرا كه دیدگاه‌ها و سخنان آنان در طول سخنان و دیدگاه‌ها است و از سطحی بالاتری به آن علوم می‌نگرد. به این اصطلاحا «توجه داشتن به متافیزیك سطح‌ها» یاد می‌شود.  





نوع مطلب : جامعه‌شناسی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 12:04 ق.ظ
It's remarkable in favor of me to have a website,
which is good for my experience. thanks admin
یکشنبه 15 مرداد 1396 05:48 ب.ظ
Thanks for any other excellent post. The place else could anybody get that type of information in such a perfect method of writing?
I have a presentation next week, and I'm at the look for such information.
جمعه 6 مرداد 1396 06:38 ب.ظ
Hello, after reading this awesome post i am also glad to share my know-how
here with mates.
سه شنبه 16 آذر 1395 12:02 ق.ظ
موافقم
سه شنبه 16 آذر 1395 12:01 ق.ظ
موافقم
جمعه 12 آذر 1395 06:00 ب.ظ
سلام مطلبت واقعا قشنگه خسته نباشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :